۹ نشانه که با دیدن آن به فکر مراجعه به مشاور بیافتیم

۹ نشانه که با دیدن آن به فکر مراجعه به مشاور بیافتیم

مراجعه به مشاور و روانشناس در زندگی ما کار معمولی نیست. حتی بعد از اینکه به این باور رسیدیم که مراجعه به روانشناس و مشاور می‌تواند در حل مشکلات زندگی به مردم کمک کند؛ فکر می‌کنیم که مراجعه به روانشناس برای دیگران است. اگر نقش روانشناس‌ها و مشاورها را می‌دانیم، زمانی که خود ما به آن‌ها نیاز پیدا می‌کنیم را هم می‌توانیم تشخیص دهیم؟چه زمانی باید مشکلاتمان را خودمان حل کنیم و چه زمانی نیاز به تجربه و مشاوره دیگران داریم؟

در ادامه ۹ نشانه که با دیدن آن باید به فکر این بیافتیم که شاید به صحبت کردن با یک مشاور نیاز داریم را می‌بینم.

یک. آیا اغلب مواقع حس می کنید که کسی شما را درک نمی‌کند؟

حس درک نشدن یا اشتباه درک شدن برای اغلب نوجوانان طبیعی است. اما اگر در دهه سوم زندگی‌تان هستید یا آن را رد کرده‌اید و  هنوز حس می‌کنید که به درستی توسط اطرافیانتان در ک نمی‌شوید باید کمی درباره این حس تامل کرد. ادامه پیدا کردن این حس در جوانی و بزرگسالی می‌تواند ناشی از بروز مشکلی در ارتباطات یا شخصیت فرد باشد. معمولا این مشکلات ریشه در رفتاری که والدین در کودکی با او داشته‌اند یا ضربه‌های عاطفی که در دوران کودکی داشتند. یک راه خوب برای فهمیدن علت این حس و برطرف کردن آن صحبت با یک مشاور است.

دو. آیا همیشه احساس خستگی می‌کنید؟

مهم نیست که چند ساعت در روز خوابیده باشید؛ آیا همه‌ی روز احساس خستگی دارید؟ اگر دکتر رفته‌اید و آزمایش‌ها چیزی نشان نداده‌اند و دکتر نیز علتی برای این خستگی پیدا نکرده است، به یک مشاور مراجعه کنید. شاید چیزی وجود دارد که شما را ناراحت و سرخورده می کند و متوجه آن نیست. سریع‌ترین راه برگرداندن انرژی و سرحالی شما مقابله با آن، مراجعه به روانشناس و یا مشاور است.

سه. روابطی دارید که در آن‌ها حس خوشحالی ندارید اما نمی توانید ارتباطتان را تمام کنید؟

عدم توانایی ترک یک رابطه، می تواند نشانه‌ای از وابستگی یا حس بی‌ارزشی و خودکم‌بینی باشد. معمولا این الگوهای فکری، ریشه‌های قوی دارند، تنها و به راحتی نمی‌توان آن‌ها را عوض کرد. فرد هرچه زمان بیشتری در این وضعیت بماند؛ ارزش کمتری برای خود قائل خواهد شد و نهایتا این روابط منجر به افسردگی می شود.

چهار. آیا از یک درد مزمن جسمی رنج می‌برید و دکترها علت آن را به سادگی تشخیص نمی‌دهند؟

تنش‌های عضلانی، دردهای مزمن بی‌دلیل یا تداخل خواب به تنهایی نمی‌توانند نشانه این باشند که فرد از اضطراب یا افسردگی رنج می‌برد. در بعضی از موارد دیده می‌شود که دلایل پزشکی نمی‌تواند دلیل این مشکلات را پیدا کند. هنوز به طور کامل و دقیق درک نمی‌شود که چطور این علائم جسمانی در کسانی که از مشکلات ذهنی رنج می‌برند، آشکار می‌شود. این احتمال را بدهید که مراجعه به یک مشاور یا راونکاو( یا حتی نورولوژیست البته نورولوژیست ها درمان‌های دارویی می‌کنند) حال شما را بهتر خواهد کرد.

مراجعه به روانشناس، یکی از تصمیم‌هایی است که می‌تواند در مسیر زندگی نقش مهمی را بازی کند.

پنج. آیا فکر می‌کنید که هدف از زندگی سختی کشیدن است و بدشانس به دنیا آمده‌اید؟

همه‌ی افکارتان منفی است؟ آیا گرایش زیادی به طولانی فکر کردن دارید؟ و آیا در افکارتان غم و اندوه زیادی است؟ افکار منفی علت اصلی ایجاد بی‌حوصلگی است. به چیزهای منفی فکر می‌کنید، احساسات بدی به شما دست می‌دهد، در انتخاب‌های زندگی‌تان بد عمل می‌کنید و باز ناراحت می‌شوید. افکار منفی شما را در یک حلقه گیر می‌اندازد.

درمان‌های شناختی به شما کمک می‌کند که این حلقه را بشکنید و یادبگیرید که چطور متعادل فکر کنید. این درمان می‌تواند پنجره جدیدی به شما نشان دهد.

شش. آیا فکر می‌کنید که سختتان است تا به دیگران نه بگویید؟

از انجام دادن کارهایی که هیچ علاقه‌ای به آن‌ها ندارید خسته شده‌اید؟ زمانی که می‌خواهید به افراد بگویید که نه این کار را انجام نمی‌دهم به آن‌ها می‌گویید بله؟ یا خودتان را در ارتباط با آدم‌هایی می‌بینید فقط چون که نمی‌دانستید چطور با احترام توقع آن‌ها را برآورده نکنید. این‌ موارد نشانه‌ نداشتن چهارچوب‌های شخصی است.

این هم یکی از مواردی است که تغییر دادن آن بسیار سخت است اما اگر با یک مشاور صحبت کنید می‌توانید بفهمید که چرا این مشکل بوجود آمده و چطور آن را حل کنید و قدرت شخصیتتان را بازگردانید.

تعیین وقت مشاوره و روانشناسی

هفت. آيا نیمه‌شب، با تپش قلب بیدار می‌شوید؟

مسائل جسمانی مختلفی هستند که باعث تپش قلب و پرش خواب می‌شوند. اگر پزشک تشخیص دهد که مسئله‌ای وجود ندارد و سلامتی کامل خود را دارید؛ درباره «اضطراب شبانه» بخوانید. برخی در طول روز بر اضطرابشان غلبه می‌کنند ولی دچار حملات اضطراب شبانه می‌شوند. درمان اضطراب می‌تواند به بی‌خوابی‌های شبانه پایان دهد.

هشت. آیا فکر می‌کنید که دنیا جای خطرناکی است؟

اگر فرقی برایتان ندارد که در حال خواندن اخبار باشید یا نه، در هر حالی حس بدی دارید و فکر می‌کنید که دنیا جای خطرناکی است،شما قویاً باور منفی نسب به جهان دارید.

باور داشتن به اینکه دنیا خطرناک  است اغلب ریشه در آسیب‌های دوران کودکی دارد. بدون درمان رها کردن این باور باعث می‌شود که شما استعدادهایتان را در زندگی شکوفا نکنید و به پتانسیل‌های خود نرسید؛ یا اینکه اتفاقات خوب زندگی را طوری ببینید که باور خود را ثابت کنید.

نه. آیا شما «واقعا» از موقعیت شغلیتان بیزارید؟

خیلی از ما کاری را انجام می‌دهیم که با شغل رویایی و مورد علاقه‌مان تفاوت زیادی دارد، اما تا زمانی که به وضعیت مالی پایداری نرسیدیم آن را ادامه می‌دهیم.

اما اگر شغلی دارید که «همیشه» از آن بیزارید، ممکن است که فقط به خاطر دوری از شغل مورد علاقه‌تان نباشد. دلایل عمیق‌تری وجود دارد که باعث ایجاد این حس قوی شده‌است. کمبود اعتمادبه‌نفس، یا حس ترس از اینکه دیگران با ترک کارتان یا درخواست ارتقا ناراحت شوند، از مواردی است که می‌تواند دلیل این حس مزمن باشد .

صحبت کردن با یک مشاور برای شما مفید است. می‌توانید آنچه را که واقعا می‌خواهید روشن کنید و مشکلاتی که وجود دارند را حل کنید.

در سایت کارین می‌توانید به راحتی و کاملا مشاوره و موضوع آن را مشخص کنید و زمانی را برای مراجعه به مشاوره تعیین کنید.

برگرفته از: harle ytherapy